امیرعلی عزیزتر ازامیرعلی عزیزتر از، تا این لحظه: 16 سال و 5 ماه و 20 روز سن داره

امیرعلی گل پسری

اسوه صبر . . .

شهادت صديقه صغري، محبوب آل عبا، زينت علي مرتضي(ع)، غمخوار حسن مجتبي(ع)، رهرو راه سيدالشهدا و خواهر گرامي قمر بني هاشم، علمدار کربلا، را به عاشقان و دوستداران آل محمد(ص) تسليت مي گوييم ...
19 خرداد 1392

تولدی دیگر . . .

سلام عشق من , میدونی که تولد شما ٢١ اردیبهشته و امسال چون تولد شما افتاده بود به شنبه دایی آنا و زینب جون زنگ زدن که برای ٢ روز قبلش بیان پیش ما بابایا هم گفت که ببریمشون طلائیه. همون شب که عمه آخر شب مهمون ما بود به شما گفت که اونم برات کیک میگیره. و چون جمعه اش بابایا به ما قول داده بود که ما رو نمایشگاه کتاب ببره ما نتونستیم خونشون بریم و اینکه همشون مهمونی دعوت بودن. من خیلی روز شنبه منتظرشون بودم که بیان خونمون ولی نیومدن دیگه. جمعه ی هفته ی بعدش بابایا گفت که من از سر کار اومدم حاظر باشین که می خوام امیرعلی رو ببرم  سرزمین عجایب و زاز اون ور هم بریم خونه ی بابا اکبر . پسملکم در سرزمین عجایب ...
4 خرداد 1392

روز بابایا . . .

مهدی عزیزم, دست های پر توانت ، همیشه بزرگ ترین حامی زندگی ام بوده و آغوش امن تو بهترین جا برای فراموشی غم های زندگیم . روزت مبارک مرد زندگیم ، دوستت دارم . . . امیر کوچولوم, روز شما هم مبارک عشقم بله دیگه شما هم مرد کوچولویی. بابایا جونم, چقدر تلخه یه سنگه سرد و جاي دستای گرم و صورت بابات ببوسی *دوست دارم بابايي* بابایا جونم, پدرم ، تاج سرم ، تو اعتبار منی ، تو تکیه گاه منی بدون تو و محبت های بی پایان تو هیچم امیدوارم بتونم فرزند خوبی برای شما باشم بهترین پدر دنیا ، روزت مبارک     پدر ای چراغ خونه! مرد دریا، مرد بارون ...
4 خرداد 1392

تفریح های دیروز ...

موش کوچولوی مامانا بابایا بهمون قول داده بود که دیروز هم مارو نمایشگاه کتاب ببره و هم سینما تا فیلم رسوایی رو که خیلی تعریف شو شنیده بودیم ببینیم. از طرفی هم چون شما تا حالا سینما نرفته بودی خیلی نگران بودم که اونجا اذیت کنی یا بخوای سروصدا کنی. ولی برعکس خیلی خیلی پسر خوبی بودی و فقط یه کمی اونم آخرای فیلم چون حوصلت سر رفته بود بازی گوشی میکردی. پسملکم در نمایشگاه و یه عالمه کتاب رنگ آمیزی که همه رو آنا برات خرید آنا جونم دستت درد نکنه   ...
21 ارديبهشت 1392

تولد وبلاگی ...

قند عسلم امروز دومین ساله که مامانا شروع به نوشتن وبلاگ شما کرده یعنی امروز تو ٢ سالگیه وبلاگ شما هم هست. وبلاگ جونم تولدتتتتتتتتتتت مبارک. ...
21 ارديبهشت 1392

2 روز قبل تولد...

کوچولوی مامانا امروز روز تولد شماست ولی به خاطر اینکه تو تعطیلی نیست ٥شنبه یه تولد کوچولو داشتیم. دایی مهدی و دایی تقی گفتن که میان خونه آنا و آنا هم برای شما کیک انگری بردی خرید و شام هم مهمون بابایا توی رستوران طلائیه بودیم. امیرعلی و عرفان جون که پسر دایی ماماناست. دوتا عشقام عزیز دلم خیلی دوست دارم ...
21 ارديبهشت 1392